بایگانی برای دسته بندی 'sheepoo'

بهار نزديكه!

Tuesday 6 March 2007

2.jpg

با نزديك شدن به بهار همه چيز رنگ و بوي تازه به خودش ميگيره

هواي لطيف بهاري و سبزي و طراوت درختا

بازم آرزوي هميشگيم رو به يادم ميندازه

يه مزرعه يه عالمه گياه وسبزي

با چندتا مرغابي…

مگه از اين قشنگتر هم زندگي هست؟!!!

حس خوب

Monday 15 January 2007

1_3.jpg

اگر احساس خستگي ميكني

اگر بي حوصله شدي و هيچ كار مفيدي نميتوني انجام بدي

اعتماد به نفست رو از دست نده. به توانايي هاي خودت شك نكن

يك هديه به خودت بده

هميشه يك تغيير. يك جابجايي. يك حركت…

يك حس خوب به همراه داره!

سرما شروع شده!

Monday 11 December 2006
shippoo
چقدر هوا سرده، دستام یخ کرده نمی تونم بنویسم!

Saturday 11 November 2006

2-30.jpg

باید جسور باشیم…باید بتونیم حرفمون رو بزنیم
باید محکم و با اراده باشیم…
اما یادمون باشه که سکوت برای آدمهای ضعیف نیست
بعضی اوقات سکوت کردن بهترین راهه برای رسیدن به هدف!

birthday !

Monday 23 October 2006

2-2.jpg

فردا دومین تولد من تو امساله!

روزی که به دنیا اومدم عید فطر بود!

حالا سعیده ۲ تا تولد داره!!! یکیش وسطه تابستون! یکیش هم روز عید فطر!!!

خوب… باید بگم تولدم مبارک!!!

دوستای خوبم عید همتون مبارک!

Monday 9 October 2006

shippoo

تحمل شنیدن نه رو داشته باش

از اطرافیانت به اندازه توانشون انتظار داشته باش

و نه بیشتر

Monday 9 October 2006

shippoo

اگه سخت ترين کار امروزت اينه که يه قورباغه زشتو قورت بدي

 هيچ فايده اي نداره که ساعتها بشيني و بهش زل بزني.

 بهترين کار اينه که همون اول صبح بخوريش و از دستش خلاص بشی!

Monday 9 October 2006

shippoo

هميشه همه مجبورن به فکر تو باشن

به حرفات گوش کنن . بهت اهميت بدن

شايد فکر ميکنی دارن به وظيفشون عمل ميکنن؟!!

اما…بعضی وقتا يه کمی به بقيه فکر کن…

به اطرافيانت نگاه کن…کمکشون کن…

يه کمی مهربون باش!

مطمئن باش نه از غرورت کم ميشه نه از مقامت.

Monday 9 October 2006

shippoo

بهتر از هر کسی ميدونيم که آدم کامل و بدون اشکالی نيستيم

بد نيست بعضی وقتا تغييرات مثبتی در خودمون ايجاد کنيم

به جای اينکه اينقدر دنبال اشکال های همديگه باشيم 

خوبه هر چند وقت يکبار يه کمی به خودمون بپردازيم

Monday 9 October 2006

shippoo

اينقدر از شلوغي و گرما و ترافيک و دود و آدمها خستم

که تو اين روزا حتي حس نقاشي کردن  هم ندارم…

کاش ميتونستم از همين الان تا آخر تابستون برم به يه روستاي کوچيک!

که تا چشم کار ميکنه درخت باشه و سبزي و گوسفند و مرغابي!

با يه عالمه هواي خوب برای نفس کشيدن!!!